دوشنبه 22 بهمن 1386
در زندگی کنونی شما هرگز جایی برای بیکار و باطل گشتن نیست اما مفهوم عدم فعالیت در اینجا هیچ ربطی به باطل نشستن ندارد بلکه خود نوعی فعالیت و تمرین به حساب میآید.
عدم فعالیت را در اینجا با وقفه در موسیقی مقایسه کنید. وقفه، به معنای تمام شدن موسیقی نیست بلکه جزئی از موسیقی است اگر آهنگسازی در تمام طول موسیقی وقفه ای به تمام معنا را در نظر نگیرند این امر به مانند ایجاد برش در یک جسم است بنا به گفته کلود باسی: « موسیقی از فضاهای خالی بین نت ها تشکیل می شود. » به عبارتی بهتر استادان سخن مانند هنرمندان رزمی کسانی هستند که به وقفه و آرامش (عدم فعالیت) به همان اندازه فعالیت اهمیت می دهند.
مکث و خلاء در معنای واقعی به شخص مهلت برآورد و سنجیدن موجودیت خود را در مرحله ای که در آن قرار دارد می دهد .
این مکث در خلال فعالیت یکی از اسرار کار شما هست بسیاری از هنرمندان رزمی به سرعت مثل طوفان بر طرف مقابل حمله می کنند بدون اینکه نتیجه آن حمله را بر حریفشان مشاهده کنند.
هر وقت شما حمله می کنید همیشه سعی می کنید بین حملات وقفه ای ایجاد کنید و قبل از اینکه حمله را مجددا ادامه دهید حریف و عکس العملهایش را کاملا تحت مطالعه و بررسی قرار می دهید. شما وقفه و سکوت را با فعالیت همراه می کنید بنابراین به خود فرصت می دهید تا پردازش درونی خود و حریف را بررسی کنید.
مثلا بروس لی هرگز خود را به طی یک مسیر یکنواخت محدود نمی سازد به عبارتی او به طور مداوم گزارش ضربه حاصله از محیط را سریعا به حرکات خودش منتقل می ساخت.
به این معنی که برای ارزیابی موقعیت مکث می کرد و حرکاتش را مطابق با تقاضای آن شرایط و موقعیت خاص تعدیل می نمود او به حریفش اجازه نمی داد تا حرکاتش را به او تحمیل کند بلکه حریفش را مجبور می ساخت تا نسبت به عمل او عکس العمل نشان دهد. او غالبا در حملاتش وقفه ایجاد می کرد تا حرکاتش را در طی مبارزه دسته بندی و منظم سازد.
برای مطابقت دادن این عقیده انتزاعی ( توقف فعالیت ) با زندگیتان راهی بیابید .
علی رغم تمامی فشارها و تراکم برنامه هایتان تصمیم بگیرید روزی را در نظر بگیرید که در طی آن کاری نکنید و به مطالعه وضعیت و موقعیتتان بپردازید . این توقف برایتان بس شگفتی به بار خواهد آورد در این مدت وضعیت نابسامانتان را تحت بررسی قرار داده و آن را بر یک رشته رفتارهای قابل وقوع در آینده بنا نمایید و مصمم گردید که خود در تعیین برنامه زندگی شخصی تان پیشقدم شوید بدین ترتیب پی خواهید برد که عدم فعالیت گاهی می تواند از فعالیت موثر تر واقع شود.
دوشنبه 22 بهمن 1386
ادامه ي مطلب ...
دوشنبه 22 بهمن 1386
تا زمانی که خودتان را با تمامی ضعفها نپذیرید، چیزی نخواهید آموخت. شما باید این حقیقت را قبول کنید که نقاط ضعف و نقاط قوت دارید و بایستی قابلیتها و استعدادهایتان را توسعه دهید.
مثلا بروس لی نابغه هنرهای رزمی در جهان نسبت به خود این چنین می گوید : من علی رغم ضعفها و محدودیتهای جسمانی خود یک هنرمند رزمی گشتم.
می دانم که اغلب شما با شنیدن این موضوع به شدت یکه خوردید ، زیرا از نظر شما بروس لی از لحاظ فیزیکی کامل بود .همچنین افزود : بعضی ها احتمالا از آن آگاهی ندارند ولی پای راست من یکی دو سانتیمتر از پای چپم کوتاهتر است. البته این امر موجب شده است که من از بهتریم حالت استقرار بدن برخوردار شوم. با این وصف که ضربه های اولیه به عهده پای چپم است سپس دریافتم که به علت کوتاهتر بودن پای راستم بعضی از ضربه های پا را راحت تر اجرا می کردم و نامساوی بودن طول پاهها در نهایت به من نیروی جنبش بیشتری اعطا می کرد.
دوم آنکه من از عینک نامرعی ( لنز چشم ) استفاده می کنم. از زمان کودکی من نزدیک بین بوده ام، به این معنا که وقتی من از عینک استفاده نمی کردم. حرکات حریفم را تا وقتی که کاملا نزدیک نمیشد به طور واضح نمی دیدم. به همین منظور در ابتدای کار، شروع به فراگیری وینگ چان کردم زیرا برای مبارزه تن به تن ایده ال است.
بروس لی ضعف های خود را پذیرفت و روی آنها سرمایه گذاری کرد، و این همان چیزی است که شما باید بیاموزید. مثلا نمی توانید پایتان را تا بالای سر بیاورید بدون آنکه مدت زمانی را برای گرم کردن پاهایتان صرف کنید. اما نکته این است که آیا واقعا لازم است شما ضربه ای به آن بلندی بزنید؟
حقیقت این است که تا این اواخر هم هنرمندان رزمی به ندرت از ضربه های پای بالاتر از زانو استفاده می کردند. اکثر ضربه های بالاتر از سر نمایشی است بنابراین ضربه های پا را تا حد کمر بالا بیاورید و مطمئن باشید که این ضربه ها بسیار قوی خواهد بود و شما هرگز به زدن ضربههایی در حد بالاتر نیاز ندارید.
به جای اینکه هر کاری را به نحو احسن انجام دهید، سعی کنید آن کار را تا آنجا که در توان شماست به طور کامل انجام دهید. اگر چه بیشتر هنرمندان رزمی کارآزموده سالیان زیادی برای استادی در صدها فن و حرکت صرف کرده اند، ولی در یک مبارزه و یا کومیته ( مبارزه تن به تن در کاراته ) یک قهرمان ممکن است عملا فقط از چهار یا پنج نوع فن ، چندین بار در طی مسابقه استفاده نماید.
شما باید بیاموزید که در زمان حال زندگی می کنید و خودتان را آن گونه که حالا هستید پذیرا باشید. کاستی های خود را در انعطاف پذیری و چابکی با کسب دانش و تمرینهای مداوم تکمیل و برطرف کنید.
قابلیتها و استعدادهای بروس لی حقیقتا بر محدودیتهایش غالب بودند و تا قبل از مرگ زودرسش او یکی از بزرگترین ستاره های سینما به شمار می رفت.
زندگی او تصویر روشنی از آموخته های اوست. با یافتن نقاط قوت خود و گسترش آنها، می توانیم بر ضعفهای خود غلبه کنیم.
دوشنبه 22 بهمن 1386
ادامه ي مطلب ...
دوشنبه 22 بهمن 1386
هنرمندان رزمی به کرات در حین تمرین زخمی می شوند و صدمه میبینند. به همین منظور آنها بایستی روشهای موثری برای تحمل درد در خود پرورش دهند از انجا که اکثر هنرمندان رزمی استاد ذن نیستند ولی اشخاصی هستند که به اصول ذن عمل می کنند به ندرت در مورد ماهیت چیزی که آموخته اند بحث فلسفی می کنند گر چه آنها کرارا تجربیاتشان را در اختیار دیگران قرار می دهند.
ماکی وارا عبارت است از : یک تخته چوبی قطور که بر دیوار نصب می شود و با حصیر ساقه های برنج که به صورت نوارهای باریکی نصب می شود و با حصیر ساقه های برنج که به صورت نوارهای باریکی درآمده است پوشانیده می شود.
یکی از برترین های این رشته در جهان ، حقیقت جالبی از تاثیر تمرکز حواس استاد خود بیان فرمود که با هم می خوانیم :
استاد من در کشور کره در هشتاد و هشت سالگی دچار عفونت شدید بینی و سینوسها گردید به گفته دکتر او به یک عمل جراحی فوری احتیاج داشت. هنگامی که قبل از عمل جراحی پزشکان خواستند او را بیهوش کنند او شدیدا با این کار مخالفت ورزید پزشکان می ترسیدند که عمل را بدون استفاده از داروی بیهوشی انجام دهند ولی استادم در گفته اش مصمم بود.
سرانجام پزشکان موافقت کردند ولی از من خواهش کردند که دم دست آنها باشم استاد چشمانش را بست و در مدتی که پزشک جراح از چاقوی جراحی خود استفاده می کرد او کاملا آرامش خود را حفظ کرد عمل جراحی به مدت دو ساعت به طول انجامید و استاد به هیچ وجه حرکتی که حاکی از احساس درد باشد انجام نداد. خطوط چهره او برای یک لحظه هم تغییری نکرد.
وقتی عمل جراحی به پایان رسید او چشمانش را باز کرد و از جایش بلند شد علت اینکه استاد عملی مبنی بر حس درد نشان نداد این است که او فکرش را به جایی دیگر متمرکز ساخته بود.
اما چطور ممکن است؟
به این ترتیب که نفسهایتان را منظم کنید چشمها و فکرتان را بر چیز دیگری متمرکز سازید. مثلا بر یک صخره یا یک نقطه یا لکه ای بر روی سقف یا کف اتاق و غیره بر روی آن شی یا موضوعی که در نظر گرفته اید کاملا متمرکز شوید در تصور خود آن را مزمزه کنید بچشید به آن رنگ دهید و از هر طرف آن را ببویید بگذارید که تمامی فکر و حواستان را به خود مشغول کند آن زمان که شما تخته ماکی وارا را تحت ضربات خود قرار داده بدهید تمرکزتان به هیچ چیز جز ماکی وارا پرت نمی شود .
همان طور که می بینید ذهن و فکر شما در جای دیگری بود اگر ذهن به درد نیندیشد دردی نیز حس نمی شود وقتی توانستید بر درد غلبه کنید شما می توانید بر سایر چیزهایی که از درد کوچکترند نیز غلبه کنید.
این عمل را هم شما می توانید تمرین کنید . با یک مثال برای شما ، مطلب را بسط می دهیم :
فرض کنید به دندانپزشکی مراجعه کرده اید دندانپزشک اظهار اعلام می کند که در صدد تزریق داروی نووکائین در موضع برای جلوگیری از درد می باشد شما تصمیم می گیرید مانند عمل استاد ، این کار را بدون داروی بیهوشی به انجام برسانید.
چند دقیقه ای برای آماده سازی خود ار پزشک معالج مهلت می خواهید و طبق توضیحات گفته شده ، نفسهایتان را منظم کرده ، چشمهانتان را بر روی نقطه ای بر روی سقف ثابت کنید و ذهنتان را نیز بر آن متمرکز سازید . پس از چند دقیقه دندانپزشک کارش را به پایان می رساند و شما تازه متوجه می شوید که اصلا ملتفت کار دکتر نگشته اید.
زمانی که یک هنرمند رزمی نحوه استفاده از فن ذن مبنی بر:« حاکمیت ذهن بر تمامی اشیاء » را میآموزد قدرت تمرکز فکر قویتر از قدرت درد می شود و فکر بر درد غلبه می یابد.
دوشنبه 22 بهمن 1386
ماکی وارا عبارت است از : یک تخته چوبی قطور که بر دیوار نصب می شود و با حصیر ساقه های برنج که به صورت نوارهای باریکی نصب می شود و با حصیر ساقه های برنج که به صورت نوارهای باریکی درآمده است پوشانیده می شود.
یکی از برترین های این رشته در جهان ، حقیقت جالبی از تاثیر تمرکز حواس استاد خود بیان فرمود که با هم می خوانیم :
استاد من در کشور کره در هشتاد و هشت سالگی دچار عفونت شدید بینی و سینوسها گردید به گفته دکتر او به یک عمل جراحی فوری احتیاج داشت. هنگامی که قبل از عمل جراحی پزشکان خواستند او را بیهوش کنند او شدیدا با این کار مخالفت ورزید پزشکان می ترسیدند که عمل را بدون استفاده از داروی بیهوشی انجام دهند ولی استادم در گفته اش مصمم بود.
سرانجام پزشکان موافقت کردند ولی از من خواهش کردند که دم دست آنها باشم استاد چشمانش را بست و در مدتی که پزشک جراح از چاقوی جراحی خود استفاده می کرد او کاملا آرامش خود را حفظ کرد عمل جراحی به مدت دو ساعت به طول انجامید و استاد به هیچ وجه حرکتی که حاکی از احساس درد باشد انجام نداد. خطوط چهره او برای یک لحظه هم تغییری نکرد.
وقتی عمل جراحی به پایان رسید او چشمانش را باز کرد و از جایش بلند شد علت اینکه استاد عملی مبنی بر حس درد نشان نداد این است که او فکرش را به جایی دیگر متمرکز ساخته بود.
اما چطور ممکن است؟
به این ترتیب که نفسهایتان را منظم کنید چشمها و فکرتان را بر چیز دیگری متمرکز سازید. مثلا بر یک صخره یا یک نقطه یا لکه ای بر روی سقف یا کف اتاق و غیره بر روی آن شی یا موضوعی که در نظر گرفته اید کاملا متمرکز شوید در تصور خود آن را مزمزه کنید بچشید به آن رنگ دهید و از هر طرف آن را ببویید بگذارید که تمامی فکر و حواستان را به خود مشغول کند آن زمان که شما تخته ماکی وارا را تحت ضربات خود قرار داده بدهید تمرکزتان به هیچ چیز جز ماکی وارا پرت نمی شود .
همان طور که می بینید ذهن و فکر شما در جای دیگری بود اگر ذهن به درد نیندیشد دردی نیز حس نمی شود وقتی توانستید بر درد غلبه کنید شما می توانید بر سایر چیزهایی که از درد کوچکترند نیز غلبه کنید.
این عمل را هم شما می توانید تمرین کنید . با یک مثال برای شما ، مطلب را بسط می دهیم :
فرض کنید به دندانپزشکی مراجعه کرده اید دندانپزشک اظهار اعلام می کند که در صدد تزریق داروی نووکائین در موضع برای جلوگیری از درد می باشد شما تصمیم می گیرید مانند عمل استاد ، این کار را بدون داروی بیهوشی به انجام برسانید.
چند دقیقه ای برای آماده سازی خود ار پزشک معالج مهلت می خواهید و طبق توضیحات گفته شده ، نفسهایتان را منظم کرده ، چشمهانتان را بر روی نقطه ای بر روی سقف ثابت کنید و ذهنتان را نیز بر آن متمرکز سازید . پس از چند دقیقه دندانپزشک کارش را به پایان می رساند و شما تازه متوجه می شوید که اصلا ملتفت کار دکتر نگشته اید.
زمانی که یک هنرمند رزمی نحوه استفاده از فن ذن مبنی بر:« حاکمیت ذهن بر تمامی اشیاء » را میآموزد قدرت تمرکز فکر قویتر از قدرت درد می شود و فکر بر درد غلبه می یابد.
دوشنبه 22 بهمن 1386
شما چندین مرتبه به حریفتان نزدیک می شوید ولی نمی توانید او را از جا تکان دهید و بالاخره در عین ناامیدی متوسل به ضربه ای فیزیکی می شوید و او روی تشک می افتد . پس از آن ، ضربه آهسته ای روی شانه تان حس می کنید .
شما مستقیما با نیروی حمله او مقابله کردید (و از آنجا که مثلا قوی هستید) از عهده این کار برآمدید ولی کاری که شما کردید فقط مهار قدرت او بود نه قصد او .
زمانی که شخصی به شما ضربه ای وارد می سازد او "کی" خود را به سوی شما می فرستد و وقتی او در فکر ضربه زدن به شماست "کی" در بدنش جریان می یابد حتی قبل از اینکه حرکتی به بدنش بدهد.
حرکات او به وسیله ذهنش هدایت و کنترل می شوند اگر شما بتوانید فکر و جریان "کی" او را تغییر جهت دهید دیگر ابدا نیازی به مقابله با جسم او ندارید رمز کار این است:
اگر فکرش را از خودتان منحرف سازید بالطبع بدنش هم از فکرش متابعت خواهد کرد.
حال سئوالی در اینجا مطرح می شود که : چگونه می توانیم مسیر فکر حریف را تغییر دهیم؟
با به هم نزدن جریان "کی" و آگاه نکردن او از قصدتان نه بدن حریف خود را بکشید نه فشار دهید و نه ضربه ای وارد نمایید بلکه فقط بدن او را به نرمی و آهستگی لمس کنید و به جهتی که خواهان آن هستید راهنمایی کنید بدین وسیله ذهن او مختل نمی شود و تنها جسم او پیروی می کند.
اصل اساسی "آی کی دو" عبارت است از:
تسلیم شدن در برابر نیرویی که پیشروی میکند به گونه ای که نتواند صدمه ای بزند و تغییر دادن همزمان جهت نیرو با وارد کردن فشار از پشت به جای مخالفت کردن با آن. آی کی دو کارها هرگز در خالف جهت نیروی حریف پیش نمیروند بلکه نیروی او را تغیی جهت می دهند. »
قاعده کلی در آی کی دو عبارت است از:
اجتناب از جدال و پرهیز از برخورد با نیروی مهاجم .
شما می توانید از همین قاعده در مقابله با مسائلی که در زندگی شخصی تان رخ می دهند پیروی کنید. آی کی دو کار ، خود را درگیر حل معمایی می کند که با پیشروی در آن از آن دورتر می شود.
او به مثابه آبی روان در میان انگشتان کسانی است که قصد نگه داشتن آن را دارند آب قبل از تسلیم شدن در ادامه جریانش تردید نمی کند زیرا در لحظه ای که انگشتان به منظور نگه داشتن آن جمع می شوند او می گریزد و این به دلیل قدرت وجودی و ذاتی خود آب نیست بلکه به علت فشاری است که به آن می آید.
شاید به همین دلیل است که آب یکی از نمادهای "آی کی دو" به شمار میرود.

